مديتيشن
آدم شبیه فکرش می شود.
آدم
شبیه فکرش می شود .آدم شبیه نیتش می شود .زشتی و زیبایی فکر و نیت را می
شود حس کرد . اینطور است که از دیدن بعضی زیبا ها حس خوبی به آدم دست نمی
دهد و بر عکس زشتی بعضی ها به هیچ وجه به چشم نمی آید.
ساکن خانه دل شو.بصیرت ارتباطی به اطلاعات ندارد بصیرت به بیداری مربوط است .اطلاعات از بیرون می آید و بصیرت از درون می جوشد . دانش تکرار طوطی وار است اکتسابی است واگویی دیگران است حداکثر آن است که حافظه تو را انباشته می کند اما درون تو همچنان خالی است. بصیرت محصول عشق است و عشق از جنس احساسات .آدمی که در خانه دل خود ساکن است به یک معنی از دنیای بیرون بیخبر است .بی خبری او به معصومیت آمیخته و در بستر آن چیزی جوانه می زند و می بالد.از آنجا که بصیرت از درون تو می جوشد و از آن توست پس کسی نمی تواند آن را از تو بگیرد .حتی مرگ نیز از گرفتن آن عاجز است.
شادی و شعور والا و تنهایی اثرات مدیتیشن.
شادی واقعی خرید خانه، رسیدن به پول و چیزهایی از این قبیل باعث خوشحالی ناپایدار در انسان می شود اما شادی و نشاطی که با توجه کردن به درون یعنی مدیتیشن به دست می آید کاملاٌ متفاوت بوده و پایدار است این شادی بدون هیچ دلیلی ناگهان احساس شده و همیشه در شما وجود خواهد داشت. این شادی وابسته به شرایط یا افراد نیست به همین دلیل تغییر نمی کند و همیشه با شما خواهد بود.
شعور والاانسان باهوش براساس موقعیتی که در آن قرار دارد با مسایل برخورد می کند و مدیتیشن تمام موانعی را که برسر راه هوش و آگاهی وجود دارد، نابود می کند. خوشبختانه تمام بندها در بعد ذهنی وجود دارد و نمی تواند به لایه های عمیق تر شما نفوذ کند و با مدیتیشن می توان بدون درگیری با ذهن آن را مشاهده کرد و به عنوان یک شاهد شعور خود را دوباره کشف نمود. تنهایی شادی ای است که شما فضای خودتان را دارید و واقعا خودتان هستید. مدیتیشن یعنی شاد بودن وقتی که تنها هستید. وقتی انسان این توانایی را پیدا کرد یدگر برای شاد بودن به کسی یا چیزی یا شرایطی وابسته نخواهد بود. این شادی به روز و شب و جوانی و پیری، سلامتی یا بیماری ربطی نداشته و حتی پس از مرگ هم وجود خواهد داشت چرا که این شادی به دنیای بیرونی وابسته نیست و از درون شما می جوشد. در سفر مدیتیشن شما تنها هستید و حتی عزیزترین فرد در زندگی نمی تواند با شما همسفر شود. شما در این حالت هیچ ارتباطی با دنیای بیرون نداشته و فقط به سکوت درون توجه خواهید داشت. سکوتی که مثل آواز یک پرنده زیباست…
آدم
شبیه فکرش می شود .آدم شبیه نیتش می شود .زشتی و زیبایی فکر و نیت را می
شود حس کرد . اینطور است که از دیدن بعضی زیبا ها حس خوبی به آدم دست نمی
دهد و بر عکس زشتی بعضی ها به هیچ وجه به چشم نمی آید.ساکن خانه دل شو.بصیرت ارتباطی به اطلاعات ندارد بصیرت به بیداری مربوط است .اطلاعات از بیرون می آید و بصیرت از درون می جوشد . دانش تکرار طوطی وار است اکتسابی است واگویی دیگران است حداکثر آن است که حافظه تو را انباشته می کند اما درون تو همچنان خالی است. بصیرت محصول عشق است و عشق از جنس احساسات .آدمی که در خانه دل خود ساکن است به یک معنی از دنیای بیرون بیخبر است .بی خبری او به معصومیت آمیخته و در بستر آن چیزی جوانه می زند و می بالد.از آنجا که بصیرت از درون تو می جوشد و از آن توست پس کسی نمی تواند آن را از تو بگیرد .حتی مرگ نیز از گرفتن آن عاجز است.
شادی و شعور والا و تنهایی اثرات مدیتیشن.

شادی واقعی خرید خانه، رسیدن به پول و چیزهایی از این قبیل باعث خوشحالی ناپایدار در انسان می شود اما شادی و نشاطی که با توجه کردن به درون یعنی مدیتیشن به دست می آید کاملاٌ متفاوت بوده و پایدار است این شادی بدون هیچ دلیلی ناگهان احساس شده و همیشه در شما وجود خواهد داشت. این شادی وابسته به شرایط یا افراد نیست به همین دلیل تغییر نمی کند و همیشه با شما خواهد بود.
شعور والاانسان باهوش براساس موقعیتی که در آن قرار دارد با مسایل برخورد می کند و مدیتیشن تمام موانعی را که برسر راه هوش و آگاهی وجود دارد، نابود می کند. خوشبختانه تمام بندها در بعد ذهنی وجود دارد و نمی تواند به لایه های عمیق تر شما نفوذ کند و با مدیتیشن می توان بدون درگیری با ذهن آن را مشاهده کرد و به عنوان یک شاهد شعور خود را دوباره کشف نمود. تنهایی شادی ای است که شما فضای خودتان را دارید و واقعا خودتان هستید. مدیتیشن یعنی شاد بودن وقتی که تنها هستید. وقتی انسان این توانایی را پیدا کرد یدگر برای شاد بودن به کسی یا چیزی یا شرایطی وابسته نخواهد بود. این شادی به روز و شب و جوانی و پیری، سلامتی یا بیماری ربطی نداشته و حتی پس از مرگ هم وجود خواهد داشت چرا که این شادی به دنیای بیرونی وابسته نیست و از درون شما می جوشد. در سفر مدیتیشن شما تنها هستید و حتی عزیزترین فرد در زندگی نمی تواند با شما همسفر شود. شما در این حالت هیچ ارتباطی با دنیای بیرون نداشته و فقط به سکوت درون توجه خواهید داشت. سکوتی که مثل آواز یک پرنده زیباست…
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۲/۱۵ ساعت 21:50 توسط پريسا
|